بچین
دوباره می زنیم
سفید تو
سیاه من...
ای پای ثابت همه ی سور و سات ها
شیرین تر از حلاوت نقل و نبات ها
دارایی دلم که ندارم به جز تو هیچ
بیگانه با تمامی خمس و زکات ها
زیباترین بهانه برای نفس زدن
از لحظه ی تولدمان تا وفات ها
از بس که شاعران فقط از تو قلم زدند
سرریز مانده کاسه ی صبر دوات ها
آخر چقدر مست تو باشند این همه
سنگ تو را به سینه بکوبند لات ها
آواره کرده ای همه ی شهر را ببین!
هر روز همهمه ست درِ منکرات ها
تو نظم نقشه های جهان را به هم زدی
زیر و زبَر شده همه ی مختصات ها
□
ای عشق ! با تو من همه ی عمر برده ام
دیگر چرا بترسم از این کیش و مات ها
|
+| نوشته شده توسط
رضا نیکوکار در یکشنبه 19 مهر1388
|